سه بار بر خود صلیب کشید. به آن ها گفت: "مرا ببخشید." و کارش را شروع کرد. وقتی به نفر سوم رسید، اشک چهره اش را پوشانده بود. یا شاید هم عرق بود. کشتن کار سختی است. پوست آدم سر می خورد. حتی وقتی تن به شکست می دهد، از خودش دفاع می کند. کارد هم کند بود. دوباره به آن ها گفت: "باید مرا ببخشید."


داستان مرد از مجموعه داستان دشت سوزان - خوان رولفو - ترجمه فرشته مولوی